(عزیز دل من) مهربانم!
امشب با چشم هایت حرف دارم...
امشب حرف های دلم را سطر به سطر برایت میخوانم...
مهربانم ، نمیدانم تو را به اندازه نفسم دوست دارم!
یا نفسم را به اندازه تو؟
فقط میدانم زندگیم تکرار دوست داشتن توست!
و قلب من !!!
جايگاه رفيقي است که شقايقها حسرت آن را مي خورند.
وقتیکه کسی را واقعا دوست داری !
یک دوست داشتن واقعی!
بدون دروغ بدون غرور، بدون ریا!!!
می تـــــــوانی!!!
با او خود خودت باشی!
می توانی دردهایت را هر چقدر ناچیز...
بی خجالت با او در میان بگذاری!
وقتیکه کسی را با تمام وجودت دوست بداری...
آغوشش سایگاه آرامی خواهد بود...
تا خستگی ات را با او به فراموشی بسپاری.
هر وقت دوست داری در آغوشش بگیری...
بی هر مناسبتی بوسه بارانش کنی!
شانه هایش رابا بی سروسامانی ات سهیم کنی...
اشکهایت رابانوک انگشتانش محو...!
عزیزترینم...مهربانم !
مي خواهم براي تو كه بهتريني...
بهترين دوستي باشم كه تاكنون داشته اي.
مي خواهم گوش جان به سخنانت بسپارم..؛
حتي اگردرمشكلات خود غرق شده باشم،
مي خواهم رفيق و یارت باشم،
خواه توانش را داشته باشم، یاخواه نداشته باشم؟
مي خواهم به گونه اي با تو رفتار كنم كه گويي اولين روز تولد توست.
نه آن روز خاص!
تمام روزهاي سال به حرفهايت گوش خواهم داد.
در كنارت مي مانم.همیشه از دور مراقبت خواهم بود.
در مبارزه با زندگي ،
برايت دعا مي كنم...
مي خواهم برايت بهترين مونس و همدمی باشم!
که تا کنون داشته ای...
امروز، فردا و فرداهاي ديگرتا آخرين لحظه حياتم!
مي پرسي چرا ؟!..
زيرا تو نيز معجزه ی زندگی من بوده ای و هستی...
معجزه ای که خداوند لطف وجودت را به من داده است!
مهربانم ای خوب
از با تو بودن دل برایم عادتی ساخته...
که هیچگاه بی تو بودن را باور ندارم!
و باز در پایان حرفهایـــم...
نمیدانم تو نیز همین حس را داری یا؟؟؟؟
گــــــاهی...
در زندگی هرکس بعضی هایی وجود دارند که...
یک جور خاص دوست داشتنی،و دلنشینن..
انگار خدا جور دیگر آفریده شان...
اصلا نمی توان که دوستشان نداشت!
اسم این دوس داشتن را عشق نمی گذارم،
شاید یک دوست داشتن عجیب است.
من اسمش را (عزیز دل کسی بودن میگذارم)...
و تو عزیز دل من هستی!
(عزیز دل من ...) دوستت دارم همیشگی و پایدار...
نمیدانم این همان عشق هست یا نه...
ولی میدانم زندگیم به وجود تو گره خورده هست...
و بی تو نفس زندگیم میگیرد...
ساده و بی ریا میگویم دوستت دارم...
یک دوست داشتن واقعی!!!
شاید عــشــق همین باشد!!!!
دلـــم یک شــب ِآروم میخــــواد … بــا آهنگــــی رومــــــانتیک…
چنــــد تا شمــــــع … و یک عالمــــــه تــــو…
که بــه دنیــــا بگـــــــم … خــــداحـــــافـــــــظ …
دنیــای مــن کســــی ست…
که در آغـــــوشش جــان میدهــــم…
یعنـــی « تــــــــــ♥ــــــو »
هرگز نشد بیایی پیشم بگیری دستهای منو
بدونی من عاشقم گوش کنی حرفای منو
تو بی وفا بودی ولی اونکه برات میمرد منم
دوست دارم دوست دارم این کلام آخرم
چـــــــقد خوبــــــــه
بعـــــضی از ادمـــــــا بدونن
که اگر چیـــــــزی رو به روشـــون
نمیاری "از سادگــــی نیست"
شاید دیگه اونقدر واست مهــــــم
نیستــن که روشون حســــــاس
باشــی ...
چه حسرتی است
عبور از کنار عابرانی که
عطر تو را میزنند
اما هیچکدام تو نیستی..!!
تمام چیزی که باید از زندگی آموخت ،
تنها یــــک کلمه است
...
"مےگذرد"
ولی دق می دهد تـــــا بگــــــــــــذرد